محمد غفورى

48

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى )

اين است كه شيعيان با وجود اندك بودن و دور بودن از قدرت و ابزارهاى سياسى ، هيچ‌گاه صحنه جدال فكرى و عقيدتى را خالى نكرده و براى دفاع از هويت دينى و سياسىشان حتى به قيمت نثار كردن خون‌هاى فراوان ، بسيار كوشيده‌اند ؛ ازاين‌رو تا جايى كه برايشان مقدور بوده است ، به استحكام بنيادهاى عقيدتىشان پرداخته ، و كمتر ايراد و اشكالى را بىپاسخ نهاده‌اند . از نظر حجم نگارش در حوزه مباحث كلامى ، تأليفات شيعه فراوان است . اما درباره پاسخگويى به شبهات و رديه‌نويسى ، به استناد مطالب پيشين و كنكاش‌ها ، به نظر مىرسد شيعه در قرون گذشته ، نه عصر حاضر ، بسيار فراتر از رقيبشان تأليف داشته باشد ؛ زيرا اهل‌سنت ، خود را حق مسلّم مىپنداشتند و با تكيه بر قدرت سياسىشان ، نياز چندانى به دفاع نمىديدند و بيشتر درباره مذهب و ماهيت شيعه شبهه‌افكنى مىكردند . اما شيعه كه براى خود اصالت و مشروعيت قائل بود ، در برابر تهاجم‌ها و براى دفاع از كيان عقيدتى و حفظ جايگاه سياسى ، چاره‌اى جز پاسخگويى نداشت . ازاين‌رو گاه در جواب يك اشكال يا اتهام ، كتاب‌ها نوشته و از ديدگاه‌هاى مختلف به آن پاسخ داده است . به همين سبب عالمان و نظريه‌پردازان شيعه انبوهى از رديه‌ها و پاسخ‌نامه‌هاى شيعى را پديد آورده‌اند . البته در طول تاريخ اسلام ، اين روند يكسان پيش نرفته و در هر زمان و هرجا كه مناقشه بيشتر و تهاجم عليه شيعه شديرتر بوده ، تكاپوى شيعه نيز براى دفاع ، افزون‌تر و جدىتر شده است . ازاين‌رو مركز ثقل مناظره‌ها و جدل‌ها ، گاهى بغداد ، گاهى رى و گاهى